تبلیغات
مهدکودک پرنیان - پیچ گوشتی
چرا باید کودکان را جدی بگیریم؟
مهدکودک پرنیان
یکشنبه 2 مهر 1391 :: نویسنده : لیلا نامداری
امروز تب و لرز کرده بودم و حال خوشی نداشتم. زیر سه تا پتو
خوابیده بودم که مادر آتیلا زنگ زد!مادر آتیلا زن جدی است و می دانستم
باید به تماسش جواب بدهم. فهمید من مریضم؛ کلی عذر خواهی کرد و گفت
بعدا زنگ میزنم. گفتم: نه، نیازی نیست. چی شده؟ گفت: خاله لیلا، با
پیچگوشتی می شه گوش و بینی رو درست کرد؟ – خدا مرگم بده! باز آتیلا چی
کار کرده؟ – به خودش بگو. مارمولک اومده گوشی رو گرفته. بهش میگم پیچ
گوشتی دست تو چی کار میکنه؟ میگه خاله بابا امروز این رو خرید؛ من ازش
پرسیدم روی مقواش چی نوشته؟  به من گفت، نوشته همه کاره! ازش
پرسیدم همه کاره یعنی چی؟ گفت هر جایی که آب چکه کنه با این وسیله
میشه پیچ هاش رو سفت کرد و درستش کرد. خوب منم از بینیم همش آب میاد،
نمیشه درستش کرد؟

عصر همان روز:آتیلا تب کرده. زنگ زده میگه همش تقصیر توئه خاله که من
خوب نشدم. اگه دیشب میذاشتی با پیچ گوشتی خودم رو خوب میکردم! الان
این طوری نمی شد! حالا دلت خوب شد که من فردا نمی تونم بیام جشن مهد
کودک؟ واقعا پیچ گوشتی بهتر از آمپول نبود؟




نوع مطلب : مربی کودک، خاطرات مهد کودک، 
برچسب ها : خاطرات مهد کودک،



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : لیلا نامداری
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :