تبلیغات
مهدکودک پرنیان - فامیلهای بابا
چرا باید کودکان را جدی بگیریم؟
مهدکودک پرنیان
سه شنبه 6 مرداد 1388 :: نویسنده : لیلا نامداری
توی یه روز خوب تعطیل با مامانها و همه مارمولک ها رفتیم اردو.
خیلی خوش گدشت و تقریبا اینقدر سر و صدا کردیم که ما رو اخراج کردن!
تو راه برگشت همه تو اتوبوس خسته و پنچر روی صندلی ها مون نشسته بودیم که ناگهان یه
یونت پر گوسفند از کنارمون رد شد. راننده اتوبوس که دلش میخواست سر و صدای بچه ها رو دوباره دربیاره،
 با صدای بلند گفت: وای بچه ها! اینجا رو نگاه کنین! اگه گفتین اینها چین؟
آرمین: اینها فامیلهای بابای من هستند!
من: آرمین! بی ادب! میفهمی داری چی میگی؟
آرمین نادم و پشیمان: خوب مگه چیه؟ بابام خودش همیشه میگه فامیلهای من مثل گوسفند می مونن



نوع مطلب :
برچسب ها : خاطرات مهد کودک،



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : لیلا نامداری
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :